بسیج گنجنامه

بسیج دانشجویی موسسه آموزش عالی گنجنامه

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

برچسب‌ها

طراح قالب

ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

از پیامبر(ص) درباره ابعاد شخصیت حضرت زهرا(س) مطالب فراوانی نقل شده است.

فاطمه(س) دخت پیغمبر اکرم(ص) در بین زنان عالم، معروف ترین و محبوب ترین چهره دینی، اخلاقی، ایمانی، علمی، ادبی و معنوی به شمار می آید. جاذبیت حضرت فاطمه(س) قلمروی بس وسیع دارد که پیش از زندگی او در این جهان شروع می شود و تا مرز ابدیت امتداد می یابد.

حضرت زهرا (س) در عمر کوتاه ولی پر برکت خود، عالی ترین درسهای زندگی را به انسانها آموخت و بهترین سرمشق و نمونه برای زنان جهان گردید.

فاطمه(س) در دوران زندگی بانویی از هر جهت نمونه و کامل بود. او دختری نمونه برای پدرش پیامبر(ص)، و همسری نمونه برای علی(ع) و مادری نمونه برای فرزندانش بود و بالأخره در تمام ابعاد وجود، زن نمونه ای برای عالم بشریت به شمار می آمد.

فاطمه(س) در زندگی خصوصی خویش، نمونه ای در حیا، عفاف، پاکدامنی، مهر، عاطفه، معرفت، ایمان و... بود و در زندگی اجتماعی نیز نمونه و الگویی از شهامت، شجاعت، فداکاری در راه حق و عدالت خواهی محسوب می شد و عاقبت در این راه به شهادت رسید.


حضرت زهرا(س) در صفات و روحیات گوی سبقت از مردان بزرگ ربوده و با کامل ترین مردان جهان یعنی علی(ع) همدوش و همسر گشته بود.

فاطمه زهرا(س) از اصحاب کسا و یاران مباهله است و از کسانی است که در سخت ترین اوقات با پیغمبر(ص) هجرت کرد و نیز از آنهاست که آیه تطهیر در شأنشان نازل شده و خدا به صِدقشان گواهی داده است. فاطمه(س) مادر ائمه(ع) است و در بقای ذریه پیغمبر تا روز قیامت از برکت وجود اوست و او بانوی همه بانوان جهان است. چون فاطمه(س) بر پیغمبر(ص) وارد می شد، آن حضرت در مقابل او می ایستاد و دستش را می بوسید و او را به جای خود می نشانید و می گفت:

من هرگاه به بوی بهشت اشتیاق پیدا می کنم، زهرا(ع) را می بویم.

پیغمبر(ص) می گفت:

فاطمه پاره تن من است. هر که او را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر که او را اندوهناک کند، مرا اندوهناک کرده است. فاطمه از همه مردم پیش من عزیزتر است.

همه اینها برای شخصیت زهرا (س) یعنی برای صفاتی بود که فاطمه زهرا(س) داشت ؛ زیرا قیمت هر کس به صفات و روحیات اوست. زهرا در علو صفات به حدی بود که پیامبر گرامی(ص) او را مادر (ام ابیها) می نامید. و می گفت:

زهرا(س) به صورت آدمی است و به معنا از حوریان بهشتی است. زهرا روحی است که میان دو پهلوی من است.

انسیه حورا سبب اصل اِقامت

اصلی که ببالید بدو نخل امامت

نخلی که ز تولید قدش زاد قیامت

گنجینه عرفان گهر بحر کرامت

در باغ نبی طوبی افراخته قامت

در ساحت بستان ولی سرو لب جو

* * *

مرآت خدا عالمه نکته توحید

کش خیمه عصمت زده بر عرصه تجرید

آن جلوه که بالذات برون است ز تحدید

مولد محمد که بدان نادره تأیید

* * *

ای زاده انسان که به خوبیت مَلک نیست

از عشق تو برپاست به کونین هیاهو

* * *

من با تو به توحید دلی یکدله دارم

از عشق تو برگردن جان سلسله دارم

من قطره که از بحر فزون حوصله دارم

از بحر عنایات تو چشم صله دارم

* * *

ای پای تو پهلو زده خورشید سما را

بر فرق من خسته بسایان کف پا را

در هر صفتی اعظم اسمای الهی

اندر فلک قدرت نبود چو تو ماهی

عالم همگی بنده شرمنده تو شاهی

محتاج توایم از ره الطاف نگاهی

«فاطمه(ع) پاره تن پیغمبر(ص)»

پیامبر گرامی فاطمه(س) را بسیار دوست می داشت و به او احترام می نمود و از هر فرصت در معرفی این بانوی نمونه و عصاره هستی استفاده می کرد و حقایق و معارفی را در عظمت شخصیت فاطمه زهرا(س) مطرح می نمود. یکی از احادیثی که پیامبر گرامی (ص) درباره فاطمه(س) فرموده اند این حدیث است: «فاطمه پاره تن من است...»

از طریق این حدیث بسیاری از فضایل و مناقب حضرت زهرا(س) مانند عصمت را می توان اثبات نمود.1 ما در اینجا به طور خلاصه مطالبی را درباره این حدیث شریف در چند قسمت مطرح می نماییم.

متن حدیث

پیامبر(ص) فرموده است:

فاطمة بضعة منّی من سرّها فقد سرّنی و من سأها فقد سأنی، فاطمه اعزّ البریّة علیّ؛2

فاطمه پاره تن من است. هر که او را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر که او را اندوهناک کند، مرا اندوهناک کرده است. فاطمه از همه مردم پیش من عزیزتر است.

روش بزرگان درباره یک حدیث این است که نخست از سند و سپس از دلالت آن بحث می کنند. ما هم در اینجا به طور اختصار نکاتی را به این شیوه درباره این روایت شریف بیان می کنیم.

بررسی سند

این حدیث در بین علمای شیعه و سنی، مشهور و معروف، بلکه متواتر معنوی3 است و نیاز به بحث و تحقیق بیشتر ندارد. کسانی که می خواهند بیشتر درباره سند این روایت تحقیق کنند، می توانند به الغدیر4 مراجعه نمایند.

الفاظ، دلالت و متن حدیث

این روایت شریف با الفاظ گوناگون از پیامبر گرامی(ص) نقل شده است.

1 فاطمة بضعة5 منّی فمن اغضبها اغضبنی6.7

2 انما فاطمة بضعة منّی یوءذینی ما اذاها.8

3 انها بضعة منّی یریبنی ما رابها و یوءذینی ما اذاها.9

4 انها بضعة منّی یغضبنی ما یغضبها.10

5 فاطمة سجّته11 منّی یبسطنی ما یبسطها و یقبضنی ما یقبضها.12

6 انما فاطمه ابنتی بضعة منّی یوءذینی ما اذاها و ینصبنی ما انصبها.13

7 انما فاطمه ابنتی بضعة منّی یریبنی ما رابها و یوءذینی ما اذاها.14

8 فامضغة15 منّی.16

9 انها فاطمة بضعة منّی.17

10 إن فاطمة منّی.18

11 فاطمة بضعة منّی یقضبنی ما یقضبها و یبسطنی ما یبسطها.19

12 فانما ابنتی بضعة منّی.20

13 إن فاطمة جُزء منّی.21

14 انما فاطمة بضعة منّی ما آذاها آذانی و ما رابها رابنی.22

15 انما فاطمة بضعة منّی یسرّنی ما یسرّها.23

16 انما فاطمة بضعة منّی یوءذینی ما اذاها و یغضبنی ما اغضبها.24

17 انما فاطمة بضعة منّی یریبنی ما رابها.25

18 فاطمة بضعة منّی من آذاها فقد آذانی.26

19 فهی فاطمة بنت محمد(ص) و هی بضعة منّی و هی قلبی و روحی التی بین جنبی.

فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله.27

20 فان فاطمة بضعة منّی یوءلمنی ما یوءلمها و یسرّنی ما یسرّها.28

21 انما فاطمه حذیة منّی یقضبنی ما یقضبها.29

22 إن فاطمة بضعة منّی فمن آذاها فقد آذانی و من سرّها فقد سرّنی و من غاظها فقد غاظنی.30

23 إن فاطمة بضعة منّی و هی نور عینی و ثمرة فوءادی یسوءنی ما سائها و یسرّنی ما سرّها.31

24 انما فاطمة بضعة منّی من آذاها فقد آذانی و من احبّها فقد احبّنی و من سرّها فقد سرّنی.32

25 إن فاطمة بضعة منّی و انا اکره إن تحزن أو تغضب.33

26 إن الله یغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها.34

27 إن فاطمة بضعة منّی و انا منها فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله و من آذاها بعد موتی کان کمن آذاها فی حیاتی و من آذاها فی حیاتی کان کمن آذاها بعد موتی.35

28 رضا فاطمة من رضای و سخطها من سخطی. من أرضاها فقد أرضانی و من سخطها فقد أسخطنی.36

به طور اختصار، مصادر حدیث نبوی «فاطمة بضعة منی» را از کتابهای شیعه و سنی ذکر می کنیم:

مصادر شیعه

1 الغدیر، ج 2، ص 275، ج 3، ص 30، 109، ج 7، ص 174، 231، ج 9، ص 387.

2 امالی شیخ مفید، ص 260.

3 امالی شیخ طوسی، ص 24.

4 مناقب شهرآشوب، ج 3، ص 112.

5 الطرائف ابن طاووس، ص 384 ، 388.

6 ذخائر العقبی احمد بن الطبری، ص 37.

7 النص و الاجتهاد شرف الدین، ص 88 ، 513.

8 مستدرک سفینة البحار، ج 8 ، ص 234.

9 اضوأ علی الصحیحین، ص 345.

10 علل الشرائع، ج 1، ص 186.

11 کفایة الاثر، ص 65.

12 قواعد الاحکام، ج 1، ص 122.

13 بحارالأنوار، ج 27، ص 62.

مصادر اهل سنت

1 مسند احمد، ج 4، ص 326.

2 صحیح بخاری، ج 4، ص 210، 212 و ج 1، ص 532.

3 صحیح مسلم، ج 7، ص 141.

4 سنن الترمذی، ج 5، ص 360.

5 المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 158.

6 سنن الکبری، ج 10، ص 201 ؛ بیهقی، ج 5، ص 147.

7 المصنف، ج 7، ص 301، عبدالرزاق.

8 شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج 4، ص 64، ج 13، ص 36، ج 16، ص 273، 278.

9 الجامع الصغیر، ج 1، ص 208.

10 المناقب خوارزمی، ص 353.

11 سبل الهدی و الرشاد، ج 10، ص 237.

12 سنن الترمذی، ج 5، ص 698، ح 3967.

13 صفة الصفوة، ج 2، ص 13.

14 اسد الغابة، ج 5، ص 521.

15 تذکرة الخواص، ص 279.

16 ذخائر العقبی، ص 37.

17 حلیة الاولیأ، ج 2، ص 40.

18 ینابیع المودة، ج 2، ص 52، 53، 97.

شأن نزول حدیث

اکنون باید اشاره کنیم که این حدیث از پیامبر گرامی(ص) در چه مناسبتهایی نقل شده است و به طور خلاصه شأن نزول این حدیث در چه مواردی بوده است.

1 یکی از آن مناسبتها این است که روزی علی(ع) از پیغمبر گرامی(ص) سوءال کرد: چه چیزی برای زنها بهتر است؟ حضرت سکوت نمودند و وقتی فاطمه(س) آمد، از حضرت زهرا(س) سوءال کردند چه چیزی برای زنها بهتر است. حضرت زهرا(س) فرمود: اینکه مردها او را مشاهده نکنند. در این موقع، حضرت پیغمبر(ص) فرمودند: فاطمة بضعة منّی؛37 یعنی فاطمه پاره تن من است.

2 دومین مورد وقتی بود که ابولبابه برای قبول شدن توبه خود، خود را به ستون بسته بود. پس آیه توبه نازل شد که توبه ابولبابه مقبول است. حضرت زهرا(س) خواستند او را از ستون باز کنند. ابولبابه گفت: من قسم خورده ام که کسی جز رسول خدا(ص) مرا باز نکند.

پس پیغمبر گرامی این جمله را فرمودند: «ان فاطمة بضعة منّی».38

3 سومین مورد جایی بود که وقتی پیامبر گرامی خواستند فاطمه(س) را معرفی کنند، فرمودند: «هی بضعة منّی». روایت از ابن صباغ مالکی از مجاهد است:

خرج النبی(ص) و هو اخذ بید فاطمه فقال: من عرف هذه فقد عرفها و من لم یعرفها فهی فاطمة بنت محمد و هی بضعة منّی و هی قلبی و روحی التی بین جنبی.39

4 چهارمین مورد در شب عروسی فاطمه(س) بود که حضرت این جمله را فرمود.

حضرت پیامبر(ص) «به حضرت زهرا» خطاب کرد و فرمود: ای دخترم، علی(ع) خوب شوهری است. با او مخالفت نکن. سپس به علی(ع) خطاب کردند فرمودند: یا علی (ع)، داخل خانه خود شو و با همسرت با مهر و محبت رفتار کن. سپس این جمله را فرمودند: «ان فاطمة بضعة منّی، یوءلمنی ما یوءلمها و یسرّنی ما یسرّها». مناقب خوارزمی، ص 353.

5 پنجمین مورد را اهل سنت ذکر کرده اند: روزی علی(ع) برای خواستگاری دختر ابوجهل پیش او رفت و حضرت پیغمبر(ص) فرمود: «ان فاطمة منّی...». علمای اهل سنت گفته اند: این خبر در باره علی(ع) رسیده است. چون او خواست دختر ابی جهل را به عقد ازدواج گیرد، رسول خدا(ص) بر او غضبناک شد و فرمود «هر کس فاطمه را اذیت کند...»40

بر این مورد اشکالات بسیار وارد شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.

1 خود علمای اهل سنت گفته اند که علی(ع) مشمول آیه تطهیر است و طهارت ذاتی دارد، یعنی از هر رجس و پلیدی و لهو و لعب و اخلاق رذیله منزه و مبراست. و دیگر آنکه در آیه مباهله خداوند او را به منزله نفس پیامبر(ص) خوانده است. از طرف دیگر، او باب علم رسول الله بوده و این همه در کتابهای اهل سنت بیان شده است.

بنابراین، چگونه ممکن است عقل باور کند که آن حضرت عملی انجام دهد که به واسطه افعال و گفتار او رسول خدا(ص) غضبناک گردد؟ چگونه عقل باور می کند که مجسمه«اخلاق عظیم» بر کسی که محبوب خداست غضب کند ؛ آن هم در امر مباحی که خدا در قرآن مجید در آن تبعیضی قائل نشده است. امر نکاح به حکم آیه سوم سوره نسأ: «فانکحوا ما طاب لکم من النسأ مثنی و ثلاث و رباع»، بین انبیأ و اوصیأ و جمیع امت یکسان است. اگر بر فرض علی(ع) چنین خیالی می کرد که زن دیگر بگیرد، طبق قرآن بر او جائز بود. رسول اکرم (ص) نیز برای یک امر مباح هرگز غضب نمی نمود و چنین کلماتی نمی فرمود.41

پس هر انسان عاقل بعد از تفکر درک می کند که این حدیث از موضوعات و ساخته های امویها می باشد که اکابر علمای اهل سنت هم به این امر اعتراف کرده اند.42

ابن ابی الحدید43 از شیخ و استاد خود، ابی جعفر اسکافی بغدادی، نقل می کند که او گوید: معاویة بن ابی سفیان جمعی از صحابه و تابعین را معیّن کرده بود که بر ضد علی(ع) اخباری جعل کنند و آن حضرت را مورد طعن و مذمت قرار دهند تا مردم از آن حضرت بیزاری بجویند.

از جمله این کسان ابوهریره، عمرو بن عاص، مغیرة بن شعبة و عروة بن زبیرند. ابوهریره کسی است که حدیث خواستگاری علی (ع) را از ابوجهل روایت کرده است. آن گاه ابوجعفر اسکافی گوید: این حدیث مشهور است به روایت کرابیسی ؛ به این معنا که هر روایت بی اساس را کرابیسی می خوانند. ابن ابی الحدید گوید: این حدیث در صحیحین بخاری و مسلم از مسور بن مخرمة الزحر، روایت شده است.

و سید مرتضی در کتاب تنزیه الانبیأ گوید: این روایت از حسین کرابیسی رسیده و او مشهور است به انحراف از اهل بیت و از نواصب و دشمنان بزرگ آن خاندان بوده است ؛ زیرا بنابر اخبار فراوان در کتابهای اهل سنت، دشمن علی منافق است و منافق به حکم قرآن اهل آتش شمرده می شود، پس روایت او مردود است.

همچنین اخبار در مذمت ایذاکنندگان فاطمه(س) اختصاص به نقل از کرابیسی یا ابو هریره ندارد، بلکه اخبار بسیاری در این موضوع وارد است. از جمله خواجه پارسای بخاری در فصل الخطاب و امام احمد بن حنبل در مسند و میر سید علی همدانی شافعی در مودّت سیزدهم از مودة القربی، حدیثی از سلمان محمدی نقل نموده اند که پیامبر(ص) فرمود: «دوستی فاطمه در صد جا نفع می بخشد. پس کسی که دختر من فاطمه از او راضی باشد، من از او راضی ام و کسی که من از او راضی باشم، خدا... و کسی که فاطمه بر او غضب نماید من بر او غضبناک می باشم و بر هر کس من غضبناک باشم خداوند بر او غضبناک است. وای بر آن کس که ظلم کند به فاطمه... .»44

2 اشکال دیگر این است که در متن این روایات، اختلافهای بسیاری وجود دارد. در یک جا آمده است که علی(ع) به خواستگاری دختر ابوجهل برای عموی خود حارث بن هشام رفت و بعد حضرت این جمله را فرمود.45 در روایت دیگر از مسور بن مخرمة آمده است که علی(ع) به خواستگاری دختر ابوجهل برای خود رفت.46

3 این جمله که در روایت آمده است علی (ع) پیامبر(ص) را غضبناک کرد، با این روایت که از علی(ع) روایت شده است مناسبت ندارد. علی (ع) فرمود:

فواللّه ما اغضبتها و لا اکرهتها علی امر حتی قبضها الله عزوجل الیه ولا اغضبتنی ولا عصت لی أمراً.47

4 طبق آنچه در روایت از شیخ صدوق48 نقل شده، خود علی(ع) این مطلب را تکذیب کرده است. امام صادق(ع)49 نیز این مطلب را که علی (ع) پیامبر (ص) را غضبناک نموده باشد نفی کرده اند.

5 بر طبق یک گزارش، ابن عباس با عمر بحث کرده و به او گفته است: علی(ع) پیامبر(ص) را به غضب نیاورد و هیچ گونه قصد و اراده ای برای زن گرفتن نداشت و داستان خواستگاری علی(ع) از دختر ابوجهل نادرست است. عُمر نیز ابن عباس را تصدیق کرد50 و گفت: تو درست می گویی.

6 چگونه پیامبر (ص) در این حدیث دختر ابوجهل را دختر دشمن خدا خوانده و ابوجهل را سب کرده است و حال آنکه خود فرموده است: مرده را سب نکنید، چون باعث اذیت زنده می شود.51

7 مسور بن مخرمة که راوی حدیث است، در سال دوم هجرت متولد شده است. پس چگونه او می گوید: من شنیدم که پیامبر(ص) بر روی منبر این مطلب را فرمود، درحالی که من جنب بودم. چگونه می شود که یک طفل محتلم باشد؟ برخی این احتلام52 را توجیه به کمال عقل کرده اند، ولی این مطلب مخالف لغت و عرف است چون در عرف کسی طفل شش ساله را محتلم نمی خواند.53

برخی از بزرگان به یاری حدیث «فاطمة بضعة منّی»، معصوم بودن حضرت زهرا(س) را اثبات کرده اند. بنا به گفته آنان، پیامبر (ص) به طور مطلق فرموده است: هر کس زهرا(س) را اذیت کند، مرا اذیت کرده است. از این سخن روشن می شود که حضرت زهرا(س) هرگز گناه نمی کند ؛ زیرا در غیر این صورت، پیامبر (ص) این مطلب کلی را دربارؤ حضرت زهرا(س) نمی فرمود.54 برخی بر این حدیث ایرادی وارد آورده اند. به گمان آنان، شاید این حدیث انصراف به این مطلب داشته باشد که هر کس زهرا(س) را از سر ظلم اذیت و آزار کند، پیامبر(ص) را اذیت کرده است و کسی که آن حضرت را در مسیر عبادت خشنود کند، پیامبر(ص) را خشنود کرده است. به گمان این گروه، پیامبر(ص) سخنی کلی را نفرموده، بلکه آن را مقید کرده است. تخصیص عموم نیز فراوان است و بسیاری از عمومات به مورد متعارف منصرف می شوند.

این اشکال پاسخهای متفاوتی دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم. تخصیص، خلاف اصل و قاعده است و ما تنها در صورت وجود دلیل می توانیم به تخصیص قائل شویم. در این مورد خاص هم هیچ دلیلی وجود ندارد. از سوی دیگر، بر اساس بیانی که در اشکال گذشت، روشن می شود که فاطمه (س) مزیت خاصی بر دیگر مسلمانان ندارد، بلکه مانند آنان است. این سخن نیز از چند جهت نادرست است.

1 اگر زهرا(س) همانند سایر مسلمانان باشد، سخن پیامبر(ص) درباره او بی معنا خواهد بود. در این حال، پیامبر(ص) نمی توانست بگوید: هر کس زهرا(س) را اذیت کند، مرا اذیت کرده است.

2 اگر کسی چنین توجیه کند، لازم می آید که پیامبر(ص) گفتاری بی فایده فرموده باشد ؛ زیرا معنای این سخن آن است که زهرا(س) نیز همانند دیگر مسلمانان است. در این حال، کسی که اهل حکمت و معرفت باشد نیز چنین سخنی را بر زبان نمی آورد ؛ چه رسد به پیامبر خدا(ص). اما می بینیم که علمای اهل سنت، این روایت را در باب فضایل حضرت زهرا(س) آورده اند.

3 اهل سنت، خود، می گویند: بر اساس قرآن، ازدواج با چهار زن اشکال ندارد، ولی پیامبر(ص) برای علی(ع) حرام کرده بود که در زمان حیات زهرا(س) با زنی دیگر ازدواج کند. پیامبر فرموده است: این از آن روست که زهرا(س) اذیت می شود. از این سخن برخی از اهل سنت روشن می شود که اذیت زهرا(س) مطلقاً حرام است و به شرایط خاص انصراف نمی یابد.55

______________________________________

1. راهبرد اهل سنت، ص 330 ؛ بحارالأنوار، ج 29، ص 337.

2. امالی مفید، ص 260 ؛ بحارالأنوار، ج 28، ص 303 و ج 43، ص 23 و 39 ؛ امالی شیخ طوسی، ص 24 ؛ مناقب آل ابی طالب، ح 3، ص 112.

3. مشکاة المصابیح، ص 568 ؛ زبدة البیان اردبیلی، ص 189.

4. الغدیر، ج 2، ص 20 و 109 و ج 7، ص 174 و 231 و ج 9، ص 387.

5. همه ارباب لغت اتفاق دارند که «بَضعة» با فتحه به معنای قطعه است و گاهی با کسره خوانده می شود. علمای لغت تصریح کرده اند که «بضعة» قطعه ای از گوشت است. جمهرة اللغة، ج 1، ص 395 ؛ معجم مقاییس اللغة، ج 1، ص 255 ؛ النهایة، ج 1، ص 357 و ج 5، ص 62 ؛ بحارالأنوار، ج 29، ص 32 و 335.

6. سهیلی، یکی از علمای اهل سنت در الروض الانف، ج 2، ص 196 می گوید:

این حدیث دلالت دارد بر اینکه هر کس حضرت زهرا(س) را سبّ کند کافر شده است و کسی که صلوات بر او بفرستد صلوات و درود بر پدر او یعنی پیغمبر گرامی(ص) فرستاده است.

قَسطلانی (ارشاد الساری، ج 1، ص 596) گفته است:

طبق این حدیث، هر کس زهرا(س) را اذیت کند، پیغمبر گرامی(ص) را اذیت نموده و اذیت پیغمبر(ص) حرام است و همه بر این مطلب اتفاق دارند.

7. صحیح بخاری، ج 4، ص 210 ؛ صحیح بخاری، ج 5، ص 36 ؛ صحیح بخاری، جزء 7، باب فضائل فاطمه(س)، ح 29.

8. صحیح مسلم، ج 4، ص 1902، باب 15، ح 95 و 94 و 93 ؛ صحیح مسلم، جزء 7، باب فضائل زهرا(س)، 141، 143 ؛ صحیح بخاری، جزء 5، باب مناقب فاطمه(س)، ح 29.

9. سنن ترمذی، ج 5، ص 605، ح 3867.

10. الشفأ، ج 2، ص 308.

11. «سجّته» یعنی قسمتی از چیزی. لسان العرب، ج 7، ص 39.

12. مسند امام احمد، ج 4، ص 322 ؛ مناقب شهرآشوب، ج 3، ص 112.

13. سنن ترمذی، ج 5، ص 698، ح 3869 ؛ الصواعق المحرقة، ص 114.

14. حلیة الاولیأ، ابی نعیم، ج 2، ص 40.

15. «المضغة»: قطعه ای از گوشت. نهایه ابن اثیر، ج 4، ص 339.

16. مسند احمد، ج 4، ص 323.

17. مسند احمد، ج 4، ص 5.

18. الجامع فی العلل و معرفة الرجال، احمد بن حنبل، ج 2، ص 222.

19. المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 158.

20. مسند احمد، ج 4، ص 328.

21. الجمع بین الصحیحین البخاری و مسلم، صافانی، ص 121، ح 351.

22. نظم درر السمطین، زرندی، ص 176.

23. الصواعق المحرقة، ابن حجر، ص 230.

24. معجم الصحابة، ص 141، به نقل از احقاق الحق، ج 10، ص 205.

25. انساب الاشراف، بلاذری، ج 1، ص 403.

26. السنن الکبری، بیهقی، ج 10، ص 201.

27. فصول المهمة، ابن صباغ المالکی، ص 146.

28. المناقب، خوارزمی، ص 353.

29. النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ابن اثیر، ج 1، ص 357.

30. امالی شیخ صدوق، ص 165.

31. روضة الواعظین، نشابوری، ص 149.

32. تنزیه الانبیأ، سید مرتضی، ص 212.

33. المصنف، عبدالرزاق الصنعانی، ج 7، ص 301 302 ؛ خصائص امیرالموءمنین(ع)، نسائی، ص 121.

34. بحارالأنوار، ج 21، ص 279 و ج 30، ص 347 و ج 43، ص 23.

35. علل الشرائع، ج 1، ص 186 187.

36. الصراط المستقیم، ج 2، ص 292.

37. سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، محمد بن یوسف الصالحی الشامی، ج 11، ص 45.

38. الروض الانف، سهیلی، ج 2، ص 196.

39. الفصول المهمة فی معرفة الائمة، ص 146.

40. مستدرک الحاکم، ج 3، ص 158 ؛ صحیح مسلم، ج 4، ص 1903، کتاب فضائل الصحابة، ح 95.

41. اگرچه از اخبار شیعه استفاده می شود که بر علی(ع) جایز نبوده است در حیات فاطمه زنی دیگر اختیار کند.

42. شبهای پیشاور، ص 703.

43. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 4، ص 64.

44. شبهای پیشاور، ص 705.

45. الحاکم، ج 3، ص 158.

46. صحیح مسلم، ج 4، ص 1903.

47. کشف الغمة، اربلی، ج 1، ص 373.

48. علل الشرائع، ص 185، ب 149، ح 2.

49. امالی صدوق، ص 91، المجلس 22، ح 3.

50. الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج 4، ص 56.

51. همان.

52. فتح الباری، ج 9، ص 286.

53. الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ج 4، ص 60.

54. بحارالأنوار، ج 29، ص 339.

55. بحارالأنوار، ج 29، ص 338.

برچسب ها : اسلام, فاطمه(س)
نویسنده مهدی سرشار در ۱۳۸٩/۸/٢٠ | نظرات ()
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )