بسیج گنجنامه

بسیج دانشجویی موسسه آموزش عالی گنجنامه

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

برچسب‌ها

طراح قالب

ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

 معصوم(ع)                

دو رکعت نماز با تفکر وتدبر، بهتر است از شبی را تاصبح بادلی غافل نماز خواندن.

                                                                میزان الحکمه جلد7-ص3119

امام باقر(ع)

نخستین چیزی که بنده برای آن حسابرسی می شود،نماز است.اگر پذیرفته شود

سایر اعمالش هم پذیرفته می شود.

                                                            میزان الحکمه جلد7-ص3101

امام سجاد(ع)

از نماز بنده ،همان مقداری پذیرفته می شود که با توجه قلبی همراه باشد.

                                                            میزان الحکمه جلد7-ص311۷

امام صادق(ع)

هرگز،شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد، نمی رسد.

                                                           میزان الحکمه جلد7-ص

منبع

برچسب ها : اسلام, احادیث
نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ | نظرات ()

صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده می‌شوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،‌معاونین، رؤسا و مسئولان سازمان‌های ارتش در این جلسه حضور پیدا کردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قره‌باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب‌اللهی و عبدالعلی بدره‌ای. جلسه با سخنان ارتشبد قره‌باغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت.
عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت:
به طوری که تیمساران ملاحظه می‌کنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها که فرماندهان نیرو تشریح کردند،‌به عللی که همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفته‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر، مراجعه نمی‌کنند. ماه‌ها است که امور کشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان داده‌اند که پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبه‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.
در ساعت یک بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بی‌طرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگان‌ها باز گردند(19)
امام خمینی (ره) نیز در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازه‌ای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود.
از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دسته‌جمعی استعفا دادند(20)
مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در‌ آمد. رادیو تهران که از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،‌در ساعت 2 بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت(21)
اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را می‌داد:
"توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است"
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت(22)
بعدازظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیک‌پی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.(23)
طبق آنچه که در روزنامه‌ها نوشتند در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند.(24)

 

منبع: www.irdc.ir

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

صبح روز 21 بهمن مردم تهران به هواداری از همافران تظاهرات کردند. در چند نقطه از تهران نزاع رخ داد و از میدان فوزیه (امام حسین) تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش می‌رسید. در حالی که مردم به سمت دوشان‌تپه حرکت می‌کردند، عده‌ای از همافران در منزل امام خمینی (ره) پناه گرفتند. گزارش روزنامه‌های تهران حکایت از کشته و زخمی شدن صدها تن درگیریهای دوشان‌تپه داشت. در این زمان آیت‌الله محمود طالقانی به نمایندگی از امام (ره) از یگانهای نظامی خواست به پادگانهای خود بازگردند و به درگیریها خاتمه دهند(10) از پیش از ظهر روز 21 بهمن مذاکرات میان فرماندهان ارتش و رهبران انقلابیون آغاز شد، اما زد و خوردها در نقاط مختلف تهران ادامه داشت؛ پادگان سلطنت‌آباد در شمال تهران به تصرف انقلابیون در آمد و تا سیاست نظامی آمریکایی‌ها تسخیر شد.
درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد(11) این تحولات در حالی رخ می‌داد که بختیار خود را هنوز نخست‌وزیر قانونی می‌دانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاکره با مخالفان خبر داد. علیرغم این سخن، در ساعت 2 بعدازظهر 21 بهمن، از رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت 30/16 تا 5 بامداد اعلام کرد و در اعلامیه بعد این زمان تا 12 ظهر 22 بهمن تمدید گردید(12) امام خمینی (ره) در حالی که بیمار بود، طی اعلامیه‌ای به مردم هشدار داد و اعلام نمود: "به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارید و به خیابانها بیایید چرا که گاردیها و فرماندار نظامی توطئه کرده‌اند تا با استفاده از نبودن مردم، همافران را تار و مار کنند."(13)
پس از اعلام سفارش امام (ره)‌مردم به خیابانها ریخته و در هر گوشه‌ای از شهر سنگری بر پا شد. به گفته خبرنگار بی بی سی روحانیون در بین شهر می‌گردند و می‌گویند که آیت‌الله خمینی اعلام کرده است ساعتهای منع عبور و مرور غیرقانونی است و همچنین ایشان گفته است اگر لازم شود متقابلا می‌جنگد."(14) در جبهه انقلابیون در مورد اعلامیه فرماندار نظامی گمانهایی وجود داشت که از آن جمله تصور بر این بود که فرمانداری نظامی قصد داشته با اعلام منع عبور و مرور از فرصت استفاده کرده و در خالی بودن خیابانها، امام خمینی (ره) را دستگیر کنند(15)
بختیار با همه تظاهری که به مذاکره با دولت موقت داشت، سعی می‌کرد با خشونت در مقابل انقلاب بایستد. از همین رو ساعت 6 بعدازظهر روز 21 بهمن در جلسه شورای امنیت ملی با فرماندهان ارتش شرکت کرد و از آنان خواست با شدت تمام مقررات حکومت نظامی را اجرا کنند. او حتی دستور داد منطقه اطراف پادگان دوشان‌تپه بمباران شود. و در همان جلسه دستور دستگیری سران انقلاب را صادر کرد(16)
علیرغم این خطرها تهران بیدار بود و مردم به فرمان رهبر انقلاب، بی‌اعتنا به حکومت نظامی در خیابانها سر کردند. از آنجا که این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی همچون قزوین به سوی تهران در حرکتند، مردم شهرها اطراف تهران از خانه‌های خود بیرون آمده و در خیابانها و جاده‌ها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت کنند.](17) در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوس‌های شرکت واحد تا آنجا که توانستند شاهراهها و خیابان‌های بزرگ را مسدود کردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشین‌های نظامی و تانک‌ها بشوند(18)

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

روز 20 بهمن در حالی فرا رسید که مردم تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخست‌وزیر دولت موقت عازم دانشگاه تهران می‌شدند. دانشگاه تهران پس از کودتای 28 مرداد در معرفی تهاجم و سرکوب رژیم شاه قرار داشت و بازرگان نیز در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سالها اشاره کرد؛ "دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچ‌گاه بعد از 28 مرداد ساکت نبوده، در آن دوران‌های اختناق بعد از 28 مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه. اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه‌ بلند می‌شد. دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود." بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایه‌های کشور از قدرت کناره‌گیری کند(7)
در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماع‌کنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات کردند که این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عده‌ای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش کشیدند(8)
در حالی که روز 20 بهمن رو به پایان بود، هیچ کس تصور نمی‌کرد شبی پرحادثه در پیش باشد اما آن شب، تهران آبستن حوادث بود. اوایل شب عده‌ زیادی از همافران و درجه‌داران نیروی هوایی در سالن آسایشگاه جمع شدند تا تصاویر امام را از تلویزیون ببینند. هنگامی که تصویر امام (ره) بر صفحه پدیدار شد، همافران با ابراز احساسات برای ایشان صلوات فرستادند. این ابراز احساسات موجب خشم افسران تیپ گارد جاویدان شده و درگیری میان طرفین شروع می‌شود. در همان شب یگانهایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سرکوب همافران عازم دوشان‌تپه می‌شدند بامداد 21 بهمن در راه بود و پایگاه هوایی دوشان‌تپه لحظه به لحظه در حلقه تنگ محاصره نیروهای گارد جاویدان در می‌آید. همافران که در محاصره بودند متحمل تلفات شدیدی شدند. در اواخر شب نیروهای مردمی و گروههای مسلح به یاری همافران شتافته و نبرد سختی بین دو طرف آغاز شد. سرانجام نیروهای گارد مجبور به عقب‌نشینی شدند. هجوم دوباره نیروهای گارد جاویدان به پادگان دوشان‌تپه نبرد خونین دیگری را رقم زد(9)

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

این روز با یک راهپیمایی بزرگ آغاز شد، این راهپیمایی از جمله تظاهرات و اجتماعاتی بود که به دعوت امام خمینی (ره) در پشتیبانی از نخست‌وزیری بازرگان برگزار می‌شود.
راهپیمایی از 9 منطقه تهران شروع و به سمت میدان آزادی ادامه یافت. گروه بسیاری از همافران نیروی هوایی با یونیفورمهای نظامی در این راهپیمایی حضور داشتند شعارهای راهپیمایان در دعوت از ارتش به همبستگی با ملت و حمایت از دولت موقت بود.
پس از آن که تمام راهپیمایان نقاط مختلف تهران در میدان آزادی تجمع کردند، قطعنامه‌ای توسط برگزارکنندگان مراسم خوانده شد که در آن از فرار شاه و بازگشت رهبر انقلاب استقبال شده بود. همچنین ضمن حمایت از نخست‌وزیری بازرگان، نیروهای مسلح به اطاعت از دولت او دعوت شدند. در این قطعنامه به دولت بختیار جهت مقاومتش در برابر موج خروشان انقلاب اخطار داده شد و اعلام گردید که فقط قراردادهایی اعتبار دارند که به تصویب دولت موقت رسیده باشند.(1)
پرسنل نیروی هوایی پس از این تظاهرات عازم محل اقامت امام خمینی (ره) شده و در مقابل ایشان ادای احترام کردند. این خبر ب همراه تصویری باشکوه در روزنامه کیهان منتشر شد. این اقدام برای سران ارتش چندان غیرمنتظره بود که در اعلامیه‌ای در صدد تکذیب حضور نظامیان در این راهپیمایی برآمدند. آنان که هنوز بر توهم وفاداری و سوگند به شاه باقی بودند عکس ادای احترام همافران در برابر امام را جعلی خواندند. در مقابل این اقدام ارتش، دفتر امام خبر و عکس کیهان را صحیح و واقعی دانست.(2)
از سوی دیگر اخبار روزنامه‌ها در روز 19 بهمن حاکی از آن بود که قره‌باغی ارتش را از دخالت در سیاست برحذر داشته بود.(3)
در مقابل موج حمایت‌ها از دولت موقت، یک روز قبل از این در 18 بهمن عده‌ای تحت عنوان طرفداران قانون اساسی در سالن بدمینتون استادیوم امجدیه (شیرودی) گرد آمده بودند. این عده که به دعوت جبهه وحدت ملی در این مراسم حاضر شده بودند، با شعارهایی چون: زنده باد ارتش، پاینده باد قانون اساسی و بختیار سنگر تو نگهدار به ستیز با انقلاب اسلامی مردم ایران پرداختند. این تجمع به گفته ناظران در حدود چهار، پنج هزار نفر را شامل می‌شد.
قطعنامه‌ای که در پایان این مراسم قرائت شد بر حفظ قانون اساسی، استقلال و تمامیت ارضی کشور،‌ مبارزه با استعمار سرخ و سیاه و حمایت از ارتش و دولت قانونی بختیار تأکید داشت(4)
روز پنجشنبه 19 بهمن برای دولت موقت روز موفقیت‌آمیزی بود. در این روز دولت موقت روز موفقیت‌آمیزی بود. در این روز دولت لیبی دولت بازرگان را به رسمیت شناخته و هفت وزارتخانه به تصرف کارمندان طرفدار دولت موقت در آمد(5) این اقدامات بختیار را آشفته ساخت و او که تا آن زمان دولت بازرگان را دولت سایه می‌نامید وزیران کابینه بازرگان را به بازداشت تهدید کرد(6)

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

18 بهمن، ارتش به مردم نزدیک می شود. تعداد زیادی از افسران حمایت خود از انقلاب را اعلام می کنند. فرودگاه ها مملو از خودفروختگانی است که فرار را بر قرار ترجیح داده و سعی دارند تا از آخرین فرصت ها برای چپاول ثروت مردم استفاده کنند. در همین روز بانک مرکزی هشدار داد که باید از خروج ارز و خزاین ملی از طریق فرودگاه، جلوگیری شود.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: ما از اجرای قانون اساسی پشتیبانی می‌کنیم. ما از راه دیپلماتیک با همه گروه‌ها، از جمله مهدی بازرگان، در تماس بوده‌ایم؛ اما پس از انتخاب وی به نخست وزیری، هیچگونه تماسی با وی برقرار نشده است.
پس از اعلام نخست وزیری مهندس بازرگان، بین آقایان یدالله سحابی، امیرعباس انتظام، بختیار،‌ قره‌باغی رییس ستاد ارتش و رییس اداره دوم ارتش، ملاقاتی انجام شد. در این ملاقات، آقای سحابی و امیرانتظام در صدد بر می‌آیند که بختیار را راضی به استعفا نمایند. از طرفی بختیار برای قدرت نمایی، از قره‌باغی و مقدم خواست در حضور آنان حمایت مجدد خود را از بختیار اعلام کنند.
 مجمع عمومی سازمان ملل متحد از اوضاع ایران اظهار نگرانی کرد.
 سیزده نفر دیگر از نمایندگان مجلس استعفا دادند

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

17 بهمن، روز حمایت مردم از دولت موقت بود. بختیار وجود هرگونه دولت دیگری را غیرقانونی اعلام کرد. مجلس، ساواک را منحل کرد اما... حتی ترفندهای مجلس دست نشانده نیز نتوانست مردم را آرام کند. زندانیان سیاسی آزادشده تصویر زنده زندان های ساواک بودند و کینه ملت از این دستگاه شوم خونخوار آرام نمی گرفت.
در تمام شهرها مردم طی راهپیمایی هایی حمایت خود از اولین نخست وزیر منصوب امام، یعنی مهندس بازرگان و دولت وی را اعلام کردند. 

 حضرت امام در دیدار با روحانیون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت یک تکلیف است.

در ملاقات وکلای دادگستری با حضور امام، ایشان گفتند که شاه باید محاکمه شود.
 وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد هنوز دولت بختیار را به رسمیت می‌شناسد. از طرفی سخنگوی کاخ سفید گفت: بختیار باید نظر اکثریت مردم را بپذیرد.
 روحانیون و مردم زنجان و بخش‌های تابعه در یک راهپیمایی بی‌سابقه پنجاه هزار نفری، حمایت قاطع خود ار از امام خمینی و نخست وزیر منصوب او اعلام داشتند. در این اجتماع، حجت‌الاسلام ابوالفضل شکوری به نمایندگی از مردم و روحانیت، قطعنامه سی ماده‌ای را مبنی بر:

 1ـ انحلال رژیم شاهنشاهی .

 2ـ انحلال مجلسین و دولت بختیار .

 3ـ مشروعیت دولت مهندس بازرگان، قرائت کرد و مورد تأیید قرار گرفت.


فرماندار نظامی تهران به این دلیل که مردم به مقررات حکومت نظامی اهمیت نمی‌دهند، ساعات منع عبور و مرور را کاهش داد.
شرکت‌های مهم حمل و نقل هوایی به علت نا امن بودن قلمرو هوایی ایران، پرواز‌های خود را به ایران قطع کردند.
سرهنگ شکوری، رییس آجودانی ستاد لشکر شصت و چهار رضائیه، به هنگام رفتن به پادگان، ترور شد.

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

روز 16 بهمن، راهپیمایی ها گسترش می یابد. مردم در همه شهرها به خیابان آمده و ارتش را به همبستگی می خوانند.
بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، رسما اعلام شد. حکم و فرمان نخست وزیری که با اتفاق آراء شورای انقلاب و تصویب امام خمینی صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمین رفسنجانی در حضور حضرت امام و آقای بازرگان قرائت شد.
حضرت امام در حکم نخست وزیری بازرگان، وی را موظف به انجام رفراندوم تغییر نظام به جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس مؤسسان (خبرگان) برای تصویب قانون اساسی، برگزاری انتخابات مجلس شورا طبق قانون اساسی جدید و انتخاب هیأت وزیران بدون در نظر گرفتن روابط حزبی کردند. در متن حکم آمده است: بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و قانونی ناشی از آراء اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است، جنابعالی را مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم.
مهندس بازرگان پس از قرائت حکم نخست وزیری گفت: خدای برگ را شکر می‌کنم که چنین اعتبار و حسن شهرتی را که به هیچوجه اهلیت و لیاقت آن را نداشتم، به من ارزانی داشته و همین موهبت الهی باعث شده که آیت‌الله، ابراز اعتماد و ارجاع چنین مأموریتی را به بنده عنایت بفرمایند و همچنین تشکر از ملت ایران می‌کنم
بازرگان پس از خروج امام از محل جلسه، در رابطه با تهدید بختیار در مورد نخست وزیری دولت موقت، گفت: از این اخطار نمی‌ترسیم، اگر تهدید می‌خواهند بکنند، به چیز دیگری ما را تهدید کنند. این چیز خیلی کوچکی است و اگر عملی شود، بنده شخصا خیلی ممنون می‌شوم؛ چون راحت می‌شوم
رادیو مسکو برای اعلام نخست وزیری بازرگان برنامه خود را قطع کرد.
بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت، حکومت می‌کند
رییس سازمان سیا اعراف کرد که در رابطه با پیش بینی مسائل ایران، این سازمان ناکام بوده است. وی گفت: چیزی که ما پیش بینی نمی‌کردیم، این بود که یک مرد هفتاد و هشت ساله که مدت چهارده سال در تبعید بود، این نیروها را به هم پیوند زند.
آیت‌الله گلپایگانی بازگشت حضرت امام به میهن را به ایشان تبریک گفت.
 بیست و دو نماینده دیگر مجلس شورا، استعفا دادند.
هشت هزار یهودی از ایران به اسرائیل رفتند.
مردم روی لوله تفنگ ها گل می گذارند و هزاران سرباز از پادگان ها می گریزند.


امشب یکم حوادث بیشتر بود.راستش یه سری زدم به دفتر اسناد و مدارک جمهوری اسلامی و خبر را رو از اونجا گرفتم.

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

15 بهمن، بختیار اعلام کرد سنگر خود را حفظ می کند و حاضر به کنارگیری از قدرت نیست، اما کارکنان نخست وزیری به منظور پشتیبانی از مبارزات خونین ملت مبارز و قهرمان ایران درجهت همبستگی با این نهضت، اعتصاب کردند. در همین روز در پی دستگیری و زندانی شدن تعدادی از افسران نیروی هوایی، روحانیان خواستار آزادی همافران زندانی شدند. نهادهای مستقل در دولت، برای همراهی با مردم، اقداماتی را آغاز کردند از جمله آن که دیوان کیفر کارکنان دولت، <میرتقی سیرنگ> معاون وزارت بازرگانی را بازداشت کرد و قرار مجرمیت معاون وزارت راه و تنی چند از مدیران کل آن وزارتخانه را صادر کرد. دولت بختیار نیز برای آرام کردن مردم اقدام به دستگیری و بازداشت تعدادی از مهره های قدیمی دولت کرد. خبرگزاری پارس اعلام کرد که دویست نفر از وزرای سابق، معاونان وزارتخانه ها و بعضی از مدیران بخش خصوصی، استانداران و حتی مدیران کل از طرف دولت ممنوع الخروج شده اند. اما حتی در همان زمان قانون سانسور حاکم بود. و منتقدان استبداد با خطر زندان مواجه بودند. ساواک هنوز فعال بود و سعی در ایجاد بلوا و تخریب اموال عمومی می کرد ازاین رو آیت الله طالقانی از مردم خواستند نه تنها با این اقدامات همراهی نکنند بلکه با تخریب ها مقابله کنند.

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()

13 بهمن، مدرسه علوی مسکن امام شد. در همین روز جبهه ملی خواستار استعفای کابینه بختیار شد. مردم نفرت خود از خودفروختگان را آشکار کردند. یک ساواکی و یک افسر شهربانی ترور شدند. پس از سخنان امام در بهشت زهرا، حتی آمریکا نیز سعی کرد درمقابل مردم قرار نگیرد. سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا اعلام کرد که اظهارات ضدآمریکایی امام خمینی هنگام ورود به تهران، هیچ تغییری در مواضع آمریکا نسبت به ایران نداده است. اما دشمن اصلی از همان روز اول چهره خود را نشان داد. خبرگزاری رویتر اعلام کرد که اسرائیل از بازگشت آیت الله خمینی به ایران ابراز نگرانی شدید کرده است و همه دانستند که حالا فصل دیگری در داستان انقلاب، گشوده شده است. خبرگزاری تاس هم خبر داد که بازگشت آیت الله خمینی به ایران، مبارزه در آن کشور را وارد مرحله ای سرنوشت ساز کرد.
     امام از تعیین حکومت توسط شورای انقلاب گفت، درحالی که هرکسی پیروزی انقلاب را برای سال هایی دور تصور می کرد.

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٦ | نظرات ()
  • بیست و دوم بهمن، براى ملت ما در حکم عید فطرى است که ملت در آن، از یک دوران روزه‏ى سخت خارج شد؛ دورانى که محرومیت از تغذیه‏ى معنوى و مادّى را بر ملت ما تحمیل کرده بودند. (مقام معظم رهبری)

  • بیست و دوم بهمن، در حکم عید قربان است؛ زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملت ما اسماعیل هاى خودش را قربانى کرد. (مقام معظم رهبری)
  • امام، راه آزاد زیستن، کامل شدن، ساختن زندگى به شکلى که مورد رضاى خدا و دستور اسلام است، سازندگى حقیقى زندگى و عدم سازش با قدرتهاى ضداسلامى را به ما نشان داد. اینها، براى ما درسهاى بیست و دوم بهمن است. (مقام معظم رهبری)

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱٢ | نظرات ()

پیامک ( اس ام اس ) دهه فجر
تهیه کننده: سیدامیرحسین کامرانی
منبع: راسخون

پیامک ( اس ام اس ) دهه فجر

برچسب ها : انقلاب
نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

دانلود ویژه نامه مقالات دهه فجر

برچسب ها : انقلاب, دانلود
نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه کرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید کلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه کند که یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.

منبع:

تبیان اصفهان

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.

من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.

من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

«بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره):»

*پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد .

*این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است .

*انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است .

* خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است .

*پیروزی انقلاب رهین همه ملت است .

*رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود .

*پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است .

*انقلاب ما متکی به معنویات و خداست .

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حکومت در ایران فراهم شد.

روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است که بی هیچ ریب و شکی زمینه ساز حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود.

این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال و آرزوهای حیوانی خود می دانند.

در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.

در این روز پر برکت نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلکه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حکومتی شکل گرفت که شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.

این عبارت ملکوتی که به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده شده بود، حکومتی را پایه ریزی کرد که عدالت اسلامی یکی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس کلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود که رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود که امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاکم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

" مرگ بر این سلطنت پهلوی"

" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد" "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است" " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"

" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!" " گول نخورید نهضت ما اساسی است"

" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"

" زندگی مصرفی معادل بردگی است"

" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"

" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"

" مرگ بر این سلطنت پر فریب"

" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- "الله اکبر"

- "لا اله الا الله"

-" یا حسین!"

- "حسین جان، حسین جان!" "راهت ادامه دارد"

- "نهضت ما حسینیه" "رهبر ما خمینیه"

ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

" پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن" " در دست مجاهد مردان"

" تا خون مظلومان به جوش است" " آوای عاشورا به گوش است"

" هر کس که عدالت خواه است" " از عدل علی آگاه است"

" این منطق ثارالله است" " باید به هم یاری نمائیم"

" فتح اسلام در جهاد است" " فتح مسلمان در اتحاد است"

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

" کار شاه تمام است" " خمینی امام است"

" استقلال و آزادی"

" جمهوری اسلامی "

" آخرین کلام است"

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- "الله اکبر، خمینی رهبر"

- " تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست"

- "نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه"

- "ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی "

- "حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله"

یا

- "خمینی آزاده، پیام عالی داده " " که نهضت ما قطعی است"

" پیروزی ما حتمی است" " اگر نمایی تو استقامت"

" سکوت بیجا بود خیانت"

" برو تو ای بیگانه" " مگو دگر افسانه" " که رهبر ما باشد" " خمینی فرزانه" " بود به مهدی مرید و نایب" " شود بزودی امیر و غالب"

یا می گفتند:

" مجاهد بت شکن" " خمینی قهرمان" " فرموده است اینچنین" " به ملت مسلمان" " بهترین عبادت" " به نزد خداوند" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:

" ای شاه خائن آواره گردی" " خاک وطن را ویرانه کردی" " کشتی جوانان وطن، آه و واویلا" " کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" ای شهید حق آیم به سویت" " بهشت موعود در پیش رویت"

" مادر ندیده روی تو، الله اکبر" " پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر"

" مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما"

یا می گفتند:

" خون گرفته ایران را " " قزوین و خراسان را" " کشتند جوانان را" " حامیان قرآن را" " مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!"

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

" خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم"

" از جان خود گذشتیم" " با خون خود نوشتیم"

" یا مرگ یا خمینی"

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

" می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت"

" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد"

" به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد"

" اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه"

" جنگ مسلحانه به یاری روح الله" " سلطنت واژگون" " شاه را سرنگون" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"

" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" وای اگر خمینی حکم جهادم دهد"

" ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"

" رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید"

 

منبع

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()
بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) تفرش:
مجال حرکت جبهه دانشجویان بی‌بصیرت به سمت اهداف دشمن از استادان سکولار گرفته شود
بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) تفرش با صدور بیانیه‌ای در خصوص پاکسازی دانشگاه‌ها از اساتید ناشایست عنوان کرده است: نباید مجالی برای اساتید سود جو، سکولار و مخالف اندیشه های اسلامی وجود داشته باشد تا بتوانند به دلخواه دشمنان جبهه دانشجویان بی بصیرت را به سمت اهداف دشمن قسم خورده انقلاب اسلامی حرکت دهند.
برچسب ها : اسلام
نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()

«پرتویی از نور حسین بن علی(ع)» نکاتی پیرامون ابعاد وجودی حضرت امام حسین(ع) و عاشورا امام حسین(ع) و ولادت امام حسین(ع) و نزول جبرئیل وقتی که امام حسین(ع) به دنیا آمد حضرت زهر (س) نوزاد را در پارچه ای سفید پیچید و به حضور رسول خدا(ص) برد پیامبر(ص) او را در آغوش گرفت و کام او را با آب دهان مبارکش برداشت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و جبرئیل از طرف خداوند و بر پیامبر(ص) نازل شد و پس از سلام عرض کرد: این کودک را به نام پسر کوچک هارون برادر موسی(ع) شبیر که به عربی حسین است بگذار. زیرا علی(ع) نسبت به تو همچون هارون نسبت به موسی(ع) است با این فرق که بعد از تو پیامبری نخواهد آمد. امام حسین(ع) نجات فطرس (فرشته الهی) هنگامی که امام حسین(ع) متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیار از فرشتگاه به حضور پیامبر (ص) آیند و تبریک بگویند. جبرئیل در هنگام فرود آمدن از آسمان به زمین، فرشته ای بنام «فطرس» را دید در جزیره ای افتاده علتش این بوده که خداوند او را مأمور کاری ساخته و او در آن کار کندی کرده و در نتیجه به کیفر شکسته شدن پرش گرفتار شده بود. فطرس به جبرئیل عرض کرد: به کجا می روید؟! جبرئیل گفت: به سوی محمد(ص). عرض کرد: مرا نیز با خود حمل کن و نزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا کند. جبرئیل خواسته او را پذیرفت و با هم همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر اسلام(ص) رسیدند و تبریک گفتند. جبرئیل ماجرای فطرس را به عرض رساند. پیامبر(ص) فرمود: «به او بگو پیکرش را به این نوزاد (حسین(ع)) بمالد.» فطرس همین کار را کرد و همان دم خداوند فطرس را تندرست کرده و به حال اول برگرداند سپس فطرس همراه جبرئیل به سوی آسمان پر گشود. در روایت دیگر آمده پیامبر(ص) از درگاه خدا خواست تا به خاطر حسین(ع) فطرس را آزاد کند خداوند دعایش را مستجاب کرد.

نویسنده کیوان مجیدی در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ | نظرات ()
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )